ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
274
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
« برشلونه » سخت گرفتند و جنگ واقع شد . پيرامون شهر با دو برج از باروهاى شهر را گرفتند نبرد بر شدت خود افزود و بسيارى از مشركين كشته شدند . مسلمين غنايم بسيار بدست آوردند و بازگشتند . ابو عثمان بكر بن محمد مازنى نحوى امام ادب عرب درگذشت . سنه دويست و چهل و هشت بيان لشكركشى وصيف براى جنگ و غزاى روم در آن سال منتصر وصيف تركى را با سپاه براى جنگ و غزاى روم فرستاد . سبب اين بود كه ميان وصيف و احمد بن خصيب كينه و ستيز بميان آمد . احمد بن خصيب منتصر ( خليفه ) را تشويق كرد كه وصيف را از سپاه خود دور و براى جنگ و غزا روانه كند . منتصر وصيف را احضار كرد و به او گفت : ما آگاه شديم پادشاه سركش روم قصد اين بوم را كرده است و دفاع از هجوم او كارى بس دشوار خواهد بود چاره برفتن شخص من يا تو ( كه وصيف باشى ) منحصر شده است و من مىترسم كه طغيان و هجوم او باعث هلاك مسلمين و تباهى هر چه در راه او باشد از بلاد اسلام بشود وصيف گفت : اى امير المؤمنين من مىروم . منتصر باحمد بن خصيب دستور داد كه هر چه براى لشكر - كشى او ضرورت دارد آماده كن . احمد گفت : آرى اى امير المؤمنين ( چنين خواهم كرد ) منتصر گفت : آرى چه معنى دارد ؟ همين الان برخيز و ما يحتاج را فراهم كن . بعد بوصيف گفت : منشى خود را همراه او روانه كن كه آنچه لازم دارى زود فراهم كند و ملازم او باشد تا تمام كارها و خواستههاى ترا انجام دهد . هر دو برخاستند و رفتند و احمد بن خصيب كوشيد كه هر چه وصيف ميخواهد مهيا نمايد . بعد دليران را از سپاه برگزيد و همراه و زير فرمان او نمود عده دوازده هزار سپاهى